منوچهر خان حكيم
مقدمه 19
اسكندرنامه ( بخش ختا ) ( فارسى )
گذاشتند . غرض از اين يادآورى ، اين بوده كه زمينه و رواج و تأثير اينگونه داستان را در اواخر صفويه و عصر نادر و تا زمان فتحعليشاه نشان دهيم . بد نيست اشاره كنيم كه متملّقان دربارى ، فتحعليشاه را ذو القرنين لقب مىدادند كه اگر جهانگشا نبوده ، بارى در فراوانى ازواج و اولاد بر اسكندر نقالى پيشى گرفته است . به نسخههاى اسكندرنامه باز گرديم . نسخههاى خطى اسكندرنامه مربوط به همين فاصلهء زمانى است . از سه نسخهء خطى كهنهء اسكندرنامه نقالى ، يكى تاريخ [ مشكوك ] 1106 ه . ق را دارد و يكى تاريخ مسلّم 1208 ه . ق را ، و يكى به تاريخ 1265 ( تا 1323 ه . ق ) مىباشد . تنها نسخهاى كه فعلا به تاريخ و ضبط آن اطمينان كامل هست و در ميانه افتادگى نيز ندارد ، همين نسخهء 1208 ه . ق كتابخانهء ملك است كه ترجيح داده شد از آن استفاده گردد . آيين نگارش اين نسخه در مواردى شباهت به كتب تاريخى عصر تيمورى و صفوى دارد ، مثلا مىنويسد : « رايت فتح آيت را به جانب . . . تحريك داد » ( ص 152 و 161 و 181 ) و خود نقال كتابش را « تاريخ » مىنامد . اغلاط املايى در اين نسخه بسيار است از قبيل خواطر ( - خاطر ) ص 73 و 149 و 133 و 29 ) برخواسته ( - برخاسته ) ص 166 و 179 و 199 ) ، حول ( - هول ) ص 73 صبد ( - سبد ) ص 40 ، خواموش ( - خاموش ) ص 49 ، غوقا ( - غوغا ) ص 124 ، دغدقه ( - دغدغه ) ص 175 ، اصلحه ( - اسلحه ) ص 29 ، مهيل ( - محيل ) ص 31 ، خان ( - خوان ) ص 31 ، نصب ( - نسب ) ص 198 ، اعظا ( - اعضا ) ص 195 ، قوطه : [ - غوطه ] سرع [ - صرع ] . . . كه عموما صورت صحيح كلمات نوشته شد . گاهى كاتب دچار سهو القلم شده ، مثلا آبادانى را آبدانى ( 192 ) ، صاعقه را صايقه ( 177 ) ، رفيع مقدار را رفيمقدار ( 165 ) . . . نوشته كه صورت صحيح كلمات نوشته شد . بعضا واو را جا گذاشته : لات عزّا ( 74 ) و يا صورت عاميانهء كلمه را نوشته است : « كلاه قوت » به جاى كلاه خود . در صفحه 169 نسخهء خطى به اين فقره برمىخوريم « كى بترسيم برى لاله عذار » كه صحيح آن چنين است : « كاى بت سيمبر لاله عذار » .